آدونیا سامانه کسـب درآمــد وبلاگ ها

کسب درآمد با آدونیــا سفارش ثبـت تبلیغات :: اضافه شدن سرویس لوکس بلاگ ::
:: اضافه شدن سرویس لوکس بلاگ :: کسب درآمد با آدونیــا سفارش ثبـت تبلیغات ثبت نــام جدید ورود به درگــاه
   

دانلود مقاله بررسی اصل ولایت و ولایت حضرت علی (ع) بعد از پیامبر

مقاله بررسی اصل ولایت و ولایت حضرت علی (ع) بعد از پیامبر

مقاله بررسی اصل ولایت و ولایت حضرت علی (ع) بعد از پیامبر در 39 صفحه ورد قابل ویرایش

دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 25 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 39
مقاله بررسی اصل ولایت و ولایت حضرت علی (ع) بعد از پیامبر

 

مقدمه:

انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنو الذین یقیمون الصلواة و یوتون الزکاه و هم راکعون[1]

«ولی شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده‌اند. همان کسانی که نماز بر پا می دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند»

آیة بالا که به حق «آیه ولایت» نامه گرفته است مطالب ارزشمندی در باب ولایت خدا، پیامبر (ص) و امیرمؤنان علی (ع) استفاده  و می‌شود که برای رعایت اختصار مربیان بعضی از آن مطالب که مناسبت بیشتری با بحث دارد، سبزه می‌کنیم.

الف- تنها خداوند متعال، پیامبر اکرم (ص) و مؤمنان بر پا دارندة نماز و پرداخت کنندة زکات در حال رکوع، دارای حق ولایت و حکومت بر مؤمنان هستند.

خدواند پس از بر حذر داشتن مؤمنان از پذیرفتن ولایت و سرپرستی ناروای کافران، با جملة (انما ولیکم الله…. ) به معرفی آنان که شایستة ولایت هستند پرداخته و مؤمنان را به پذیرش ولایت آنان ارشاد کرده است.

اصل ولایت و حکومت در مرحلة نخست  از آن خداوند متعال است و ولایت پیامبر و مؤمنانی که در حال رکوع زکات می‌دهند، در طول ولایت خداوند است و پرتوی از حاکمیت او.

ب- پرداخت زکات در حال رکوع - نشانه فرد تعیین‌شده برای حکومت و ولایت است. شهید مطهری نوشته است:

«آیه. مطلب را به شکلی بیان می‎کند که عمومیت بردار نیست، و به هیچ وجه نمی‌توان احتمال داد که این آیه نیز در صد بیان وارء اثباتی عام است؟ [2] زیرا قرآن در اینجا در صدد بیان یک قانون کلی نیست، نمی‌خواهد استجاب یا وجوب اداء زکات در حال رکوع را بیان کند و به عنوان تشریع یک مندوب یا یک فریضه اسلامی جعل قانون کند. بلکه اشاره به عمل واقع شده‌ای که فردی در خارج انجام داده و اکنون قرآن، عمل را مصرف آن فرد قرار داده و به نحو کفایه حکمی را که همان ولایت خواص است اثبات می‌کند.»[3]

حال باید دید آن شخص معین کیست و این ولایتی که خداوند متعال را برای او ثابت کرده است، چه نوع ولایتی است؟

بر اساس شأن نزول‌های متعدد و روایات بسیار، شخصیت مورد نظر در آیه شریفه حضرت امیرالمؤمنان، علی بن ابیطالب (ع)، است، بنابراین، از آیه شریفه استفاده می‌شود که ولایت و سرپرستی بر مؤمنان، از آن خدا، رسول او و علی بن ابی طالب (ع)، است.

مفسران شیعه و اهل سنت گرچه شأن نزول آیه را با روایت‌های مختلف گزارش کرده‌اند؛ اما تمام این گزارش‌ها در یک مطلب مشترک‌اند  و آن مطلب این که آیه در شأن امیر مؤمنان علی (ع) نازل شده و‌آن مؤمن بر پا دارند. نماز و ادا کننده زکات د رحال رکوع کسی بر علی (ع)، نیست.[4]

حال سوال اینکه چرا خداوند متعال به صراحت نام علی (ع) را ذکر نکرده بلکه با کنایه ذکر کرده است؟

مفسران و متکلمان شیعه پاسخ‌های گوناگونی داده‌اند، اما به پاسخی که امام صادق (ع) و امام علی (ع)، از شبه بالا فرموده‌اند بدین فرح است. از امام صادق (ع) پرسیدند چرا خداوند متعال نام علی (ع) را به صراحت در قرآن کریم ذکر نکرده است؟ حضرت در پاسخ فرمودند. آیا وقتی خداوند متعال در قرآن کریم حکم نماز را بیان فرمود، کیفیت خواندن آن و تعداد رکعات را هم  بیان کرد؟

پیشرفت آن برقرار گردد.

این فرضیه نیز به دلایل زیر پذیرفتنی نیست.

1- اگر نبی اکرم نسبت به آینده دعوت پس از خود، موضع ایجاد و مثبت اتخاذ می‌فرمود، هدف وضع نظام سوالاتی را پس از وفات خود دنبال می فرمود و رهبری شوری را به کسی می داد که از آن شوری برخواسته باشد. پس بدیهی‌ترین امر این بود که رسول اکرم، به آگاه کردن مردم  و کسانی که نظام شوری را می‌خواستند، به بیان حدود و تفاصیل آن می‌پرداخت تا به آن یک شکل مقدس بدهد و جامعه اسلامی را از لحاظ فکری طوری آماده کند که آن نظام را بپذیرد بخصوص که اجتماع آنروز طوری زندگانی می کرد که روش قبیله‌ای و غیره‌ای داشت و در آن ، قدرت و ثروت و عامل وراثت تا حد زیادی حکومت می کرد.

به آسانی می‌توان دانست که نبی اکرم (ص) کارآگاه کردن به نظام شوری و جزئیات قانونی آنرا بررسی نمی فمرود و اگر کار مزبور صورت واقعی می گرفت طبیعی چنین بود که در احادیث مأمور، که صدور آن از جانب معصوم است، منعکس می‌گردید و در ذهن امت یا دست کم در ذهن نسل پیشتاز است که مگلف بود، نظام  شوروی را اجرا کند، این معنی، شکل و واقعیت خارجی می‌یافت. این درحالیست که وقتی بیماری ابوبکر که به عنوان خلیفة اول منصوب شده بود شدت یافت کار را به عهدة عمربن خطاب گذاشت و به عثمان فرمان داد که آنچه را می‌گوید بنویسد و امر چنین نوشت: «اما بعد، همانا که من عمر بن خطاب را مسئول کارهای شما قرار دادم سپس سخن او را گوش کنید و از او اطاعت نمایند.

از این سبک جانشین کردن و این پشت کردن به مخالفان، واضح است که خلیفه فکر نمی کرد که نظام شوروی دارای تعقل باشد! و تعیین کردن خلیفه را حتی خود می‌دانست و می‌پنداشت که قبول تعیین او بر مسلیمن واجب است.

اینها همه این مطلب را تا حدی روشن می‌گرداند و جای تردید باقی نمی گذارد که نسل پیشتاز، سپس از وفات رسول اکرم (ص)، اصلاً به شوری نمی‌اندیشید و رأی شوری را نمی‌پذیرفت و هیچ تصوری دربارة‌ آن نظام نداشت.

2- اگر نبی اکرم مقرر می فرمود که از نسل نوخاستة اسلامی مهاجران و انصار از یاران او پس از او، سرپرست دعوت و مسئول پیوند دادن کار دگرگونسازی گردند، این نکته رسول اکرم را ناچار می‌ساخت، نسل مزبور را با مسائل رسالت و فکر گستردة مجهز کند تا بتواند عمیقاً بیاید شیر و در پرتو تأمل و اندیشه اطلاعات موجود را با واقعیت تطبیق دهد و آنرا وارسی نماید و دشواریهائی که دعوت در جریان استمرار و پیشامد با آن، روبرو می‌گردید، حل کند. بخصوص وقتی می‌بینیم که رسول (ص) بود که سقوط کسری و قیصر را مژده داد پس می‌خواست که در آینده، اسلام به فتوحات بزرگ دست خواهد یافت و در حدی وسیع جهانگشائی خواهد کرد و بزودی امت اسلام با مسئولیت آگاه ساختن گروههائی مواجه خواهد شد که به اسلام می‌گردند و با یک امت را از خطرهای آن گسترش ایمن سازند و احکام شریعت را در سرزمین‌های مفتوح با واقعیات آن منطبق سازند و مردم را از آن احکام مطلع گردانند.

3- با اینکه نسل نوخاسته نسلی بود که دعوت را به ارشاد برده بود. و برای قربانی شدن بیش از همه نسلها استعداد و آمادگی داشتند، با این همه نشانه‌ای از آمادگی مخصوص که برای سرپرستی دعوت ، به آگاهی وسیع و عمیق مفاهیم آن ضرورت داشت نمی‌بینیم.

رویدادهایی که پس از رحلت رسول قائد پیش آمد، ثابت کرد که نسل مهاجران و انصار، برای حل مشکلات بزرگ که پس از رسول اکرم (ص) دعوت با آن روبرو گردید، آگاهی کافی نداشتند و فاقد آموزش کافی برای گشودن آن دشواری بودند و نمی‌توانستند دستورالعمل مقتضی بدهند. معلوم شدکه آنان به هیچوجه سرزمینهای فراوانی را که با فتوجات اسلامی به دست آورند نمی‌توانستند از نظر قانونی اداره کنند. حتی خلیفه و دولتمردانی که پشتیبان او بودند نمی‌‌دانستند احکام شرعی چیست و نیز نمی‌دانستند تکلیف اموالی که به دست میگردند کدام است.

مطلبی که گفته شد همه دلابت بر این دارد که آگاه ساختن مردم که رسول اکرم در سطح عموم برای مهاجران و انصار به آن مواظبت می فرمود آن‌ها را به درجه‌ای بالا نبرد که رهبری آگاه از نظر فکری و سیاسی آنان را برای آینده دعوت و دگرگون سازی آماده ساخته باشد. بلکه آگاهی تا پایه‌ای بودکه پایگاه مردمی از آن بنیان گیرد و پیرامون رهبری دعوت در حال و آینده حرکت کند.

پس تنها راه مثبتی که پیامبر اکرم (ص) به آن می‌اندیشید و روش نبی اکرم (ص) با آن در هماهنگی کامل بود و بسیا معقول می نمود انتخاب شخصی بود که به فرمان خدای سبحان عمق وجودش در هستی دعوت شکل گرفته بود و او را با امور مکتب آشنا ساخته و به او آمادگی رهبری داده تا نماینده و نمودار رهبری فکری و سیاسی گردد و پی از رسول اکرم (ص) پایگاههای مردمی آقا. امت دار رهبری فرماید وزیر بنای مکتبی امت را بسازد. پس اینک می‌بینم که این راه منحصر و یگانه ممکن بود که سلامت آینده دعوت و محفوظ ماندن تجربه را از انحراف در خط پیشرفت آن تضمین کند و چنبن بود.

 

فهرست مطالب

شرح                                                                                                                صفحه

مقدمه...............................................................................................................

موضع رسول اکرم (ص) در مورد آینده..................................................

الف- مسأله اول.............................................................................................

ب- مسأله دوم...............................................................................................

ولایت امام علی (ع) در قرآن کریم (1).......................................................

آیه تبلیغ...........................................................................................................

شأن نزول آیه................................................................................................

مراد از مولی..................................................................................................

ولایت امام علی (ع) در قرآن کریم(2) .......................................................

 آیه اکمال........................................................................................................

مراد از الیوم چه روزی است؟ .............................................................................

الف- نظر زمخشری .....................................................................................

ب- عده‌ای گفته‌اند مراد از «الیوم» روز فتح مکه‌است!.............................

ب: روز عرفه..................................................................................................

ت: مراد از «الیوم» روز عید غدیر خم است. .............................................

شأن نزول آیه

شواهد و قرائن موجود در آیه..............................................................................

آخرین سخن............................................................................................................

فهرست منابع..................................................................................................



مشاهده کامـل مطلب

منبع : نابترین فایلها

مرتضی آ

نویسنده : مرتضی آ

صفحه اختصاصی

تاریـخ : ۱۹:۴۱ ::: ۱۳۹۵/۰۸/۲۴

بازدیـد : ۵

درآمـد : ۰ تومان

این مطلب به صورت خودکار ایندکس شده است؛ لذا چنانچه محتوای آن غیر اخلاقی و نامناسب است، گزارش دهید.

   

آمار اجمالـی سایت

تعداد کاربـران : ۴۱ تعداد وبلاگ ها : ۳۸ تعداد مطالب : ۲۴۲۲ درآمـد کاربران : ۱۳۴۰۷۰ مجموع بازدید : ۶۲۶۲۲
۴۷ :: ۰ :: ۰
ارتبــاط با مدیریـت سفارش ثبت تبلیغات حمایت از سایت آدونیـا کسب درآمد با آدونیــا
طراح و برنامه نویس : میثم شریفی